مطلبی از کرفه
يا ايها الخلايق
_ _ _ _ _
اوصاف بندگي را تا پاس ميشود كرد
الطاف زندگي را احساس ميشود كرد
از شعر خواجه حافظ رمزي اگر گشودي
ماه و ستاره را زرعْ با داس ميشود كرد
اشكي كه از صداقت بر روي گونه خيزد
با كيمياي رأفت، الماس ميشود كرد
گويند «ديگر امّا آن دوره ها گذشته
سرنخ كه دستت آمد، كرباس ميشود كرد
با منطقي كه بر دل، مهر يقين بكوبد
هم ميتوان يقين داشت، وسواس؟!…. :ميشود كرد»
گويم اگر بخواهيم، اين برهه را دگرگون
يا ايها الخلايق و الناس! ميشود كرد
_ ______________ ____________________
گره خورد …
_ _ _ _ _
به كمي دور نگاهم گره خورد
قدم ام كج شد و راهم گره خورد
چه همه توبه شكستم چه همه
بخشش ات تا به گناهم گره خورد
محض روشن شدن تيرهي شب
لكهاي ابر به ماهم گره خورد
هق هق ام بود كه با لكنت گفت
گريه با بخت سياهم گره خورد
عقدهاش باز شدن با كف توست
قطره اشكي كه به آهم گره خورد
چه عجب از غم سرگردان ام
گر كه با شعر و نوا هم گره خورد
دستهبندی شده در: معرفی وبلاگها و سایتها
Azatlyk
Türkmen Medikal
موزیک پاپ 24 ساعته ترکمنی
Dr. Serdar دکتر سردار
دانشجویان و دانش آموختگان ترکمن
وب نوشته های اُغلُن
خـوجـه نـفـس – Hojanepes
رنگین کمان
سهیتی در مورد کامپیوتر،اقتصاد و …