Älemgoşarاَلـِـمـقــُـشـار

شمایل

وبلاگ ها و سایتهای ترکمنها و یا مرتبط

معرفی وبلاگ فرهنگ ترکمنان

مطلبی از :  فرهنگ ترکمنان

بازیهای ترکمنی
این بازی مخصوص دختران است، در معنی (ماه را می خواهم، خورشید را می خواهم) و می تواند نمادی باشد از دوران طبیعت پرستی ترکمن ها، قبل از آنکه با اسلام آشنا شده و مسلمان شوند.
این بازی به صورت گروهی انجام می شود، بدین ترتیب که دختران، دو گروه می شوند – در حالی که دست ها را به هم گره زده اند – و هر گروه در مقابل با گروه دیگر کلماتی را به زبان می آورد که آهنگین است، به شرح زیر:
گروه اول: آی گرک گؤن گرک
گروه دوم: هر کیمه گلجک گزگ، بیزدن ثیزه کیم گرک
گروه اول: اِوی ینگه لی گرک، آردی تنگه لی گرک، ثایراپ دؤرن قیزیل دیل لی قیز گرک
گروه دوم: ووردا، ییقدا، آلاقا
با بیان آخرین پاسخ، گروه اول حمله می کنند و تلاش دارد تا با باز کردن دستان گره زده گروه دوم یکی از دختران این گروه را برباید و به همین ترتیب گروه دوم این جملات را بیان می کند و حمله می کند و سعی می کند دختری را از گروه اول برباید. بازی زمانی خاتمه می یابد که اعضای یک گروه در گروه دیگر جذب شده باشد.
 
یارالیم
این بازی را هم پسران و هم دختران اجرا می کردند و برای اجرای آن، به دو گروه تقسیم می شدند، آنگاه در فاصله ی معینی (حدود 10 الی 15 متر) از هم قرار می گرفتند و ابیاتی را معما گونه و آهنگین به شرح زیر می خواندند:
گروه اول: یارالیم آ یارالیم
گروه دوم: یارالمیا نا گرگ
گروه اول: لبّی لبّی نور گرگ
گروه دوم: آریقمی، ثِمیز؟
و گروه دوم بر اساس جواب گروه اول (آریق – ثمیز) معمایی طرح می کند که گروه اول باید جواب درست معما را بدهد. اگر نتوانست جواب بدهد بازنده است. این بازی ضمن نشاط آور بودن برای تقویت ذهنی کودکان بسیار موثر بود.
 
لاله
این بازی مخصوص دختران است که در شب های مهتابی، زیر آسمان پر ستاره انجام می شد. بدین سان که تعدادی دختر هم سن و سال، داریره وار، در کنار هم می نشینند و ترانه هایی را ملهم از سرنوشت محتوم خود با آهنگی غم انگیز می خوانند. مشهورترین این ترانه ها « چؤنقور قویی / چاه عمیق » است.
چؤنقور قویا داش آتثانگ چؤنگر گیدار، اجه جان
یادایل لاره، قیز برثنگ ییتر گیدار، اجه جان
معنی: مادر جان، اگر به چاهی ژرف سنگی بیندازی، آن سنگ در عمق چاه فرو می رود.
اگر دختر به غریبه شوهر بدهی، او نیز در عمق غربت فرو می رود.
این شعر بیان نظر دختر در ازدواج با فردی غریبه است. این بازی بیشتر در مذمت کسانی است که بدون توجه به نظر دختر ، او را به دیاری دیگر و قبیله ای دیگر شوهر می دادند و جدایی دختر با خانواده گاهی سال ها طول می کشید تا دوباره آنها را ببیند.
دختران ترکمن به این خاطر این بازی را انجام می دادند تا صدای رنج و سختی خود را به گوش نسل های بعدی برسانند تا جگر گوشه های خود را اسیر ازدواج های تحمیلی نکنند.
امروزه چنین نیست و این بازی نیز به فراموشی سپرده شده است و در ازدواج فقط رضایت دختر شرط اصلی است و پدر و مادر های ترکمن به نظر دختر اهمیت زیادی قائلند.

نمونه های از معروفترین ابیاتی که دختران در نکوهش پدران و مادران خود رأی، در این بازی می خواندند.
* وصف ایل بیگانه از زیان دختر
یاد ایل لأر، یامان ایل لأر اؤتورتمادی، اؤرنیندا
نقطا قارأ ثأچیمی داراتمادی، وقتیندا
معنی: ایل بیگانه بد رفتار می می کند و نمی گذارد که راحت باشم، چنان که حتی نمی گذارد موهای سیاه و بلندم را در وقت مناسب شانه کنم.
* در حسرت عمر بر باد رفته
ثاندیقیم آ، ثاندیقیم ثاندیقأ دایاندیقیم
یادایل لأرینگ ایچیندا هاییپ منینگ یاندیقیم
معنی: ای صندوق! ای جامه دان من! ای که تکیه گاه و زاردار من هستی! آگاه باش که من در میان قومی بیگانه، غریبانه می سوزم.
* در حسرت دوری از خانواده
من گلیان چام، ثیل بولجاق بوقچا باغیم، نیل بولجاق
دولدا دورن آق قوشاق ثایراب دورن دیل بولجاق
معنی: (تا دیدار مجدد) اشک هایم سیلی خواهد شد و چون دریای نیل، بقچه ام را در خود غرق خواهد ساهت. آنگاه شال سفید کمرم – که از دیواره ی آلاچیق آویخته ام- زبان گویای رنج های من خواهد بود.
* خطاب معشوق به عاشق در بیان این نکته که سرنوشت دخترها به دست بزرگ ترها رقم می خورد و چاره ای جز تسلیم نیست.
گوزه نگدن باقما اوغلان گوزینگ قاشنگ قاقما اوغلان
منی ثانگا برمز لار ایچیم باغریم یاقما اوغلان
ای جوان! از روزنه ی تارم (یکی از اجزای تشکیل دهنده ی اُی) نگاه مکن، و با ایما و اشاره پیام عاشقانه سر مده و دل و جگرم را به آتش عشق مسوزان که مرا به تو نخواهند داد.
 
ثارجه قاوون
در این بازی نیز مثل اکثر بازی های نوجوانان، افراد به دو دسته تقسیم می شوند (پسر و دختر) و هر گروه برای خود نماینده ای انتخاب می کند. این نمایندگان برای هر یک از اعضای گروه خود نامی مستعار بر می گزینند مثل نام یک پرنده یا … آنگاه یکی از نمایندگان نقش پیرزنی را اجرا می کند که بر پایش خاری فرو رفته است و کمک می خواهد.
پیرزن (خطاب به گروه مقابل): اجنگ بارمی؟ / مادرت در خانه است؟
گروه مقابل: یوق، ایشنگ بار؟ / نیست، چه کاری داری؟
پیرزن: آیاقیما تکن گچدی، آلدیرا جاقدیم / پایم را خاری خلیده است، کمک می خواهم.
گروه مقابل: چوروک بیشیر ماگه گیتدی، دور گیتریلی / رفت نان بپزد، باش تا بیاوریم.
پس از آن خار را از پای پیرزن در می آورند و پیرزن راهی گروه خود می شود اما نیمه ی راه بر می گردد و می پرسد.
پیرزن: ثارجه قاوون بارمی؟ / خربزه ی زرد رنگ دارید؟
گروه مقابل: یوق، یوق / نداریم، نداریم
پیرزن به سمت گروه خود بر می گردد، اما گروه مقابل فریاد می زنند.
گروه مقابل: بار، بار / داریم، داریم
این نقش را چندین بار تکرار می کنند تا هیجان بازی بیشتر شود. آنگاه پیرزن بر سر هر یک از اعضای گروه مقابل تلنگری می زند – نظیر تلنگری که به هندوانه می زنند- و با انتخاب یکی از آنها، چشم های او را می بندد و نام مستعار یکی از اعضای گروه خود را بر زبان می آورد تا او نیز بر سر او تلنگری بزند. این عضو چشم بسته باید تشخیص بدهد که چه کسی به او تلنگر زده است و اگر قادر به تشخیص نبود، جذب گروه مقابل می شود و بازی به همان سبک و سیاق ادامه می یابد.
 
آشیق اویین
این بازی مخصوص پسرها بود. آشیق / بجول، یکی از هفت قطعه ی استخوان مچ پا است که در فاصله دو قوزک پا قرار دارد. این استخوان را در تداول عام قاب می نامند.
آشیق اویین در بین جوانان ترکمن چنان رایج بود که برای نگهداری آن، کیسه ای مخصوص می دوختند و آشیق ها را در آن نگه می داشتند.
طریقه بازی به شرح زیر بود:
1- ابتدا دایره ای به قطر تقریبی دو متر در زمین رسم می کردند.
2- هر یک از باریکنان، تعدادی از آشیق های خود را در خطی مستقیم، در مرکز دایره می چیدند.
3- در فاصله تقریبی 3 متر با بجول ها و به موازات آنها، خطی در دو طرف دایره می کشیدند که محل آغاز بازی و هدف گیری آشیق های داخل دایره بود.
4- بازیکن ها از محل هدف گیری با آشیق های مخصوص خود که ساقا نامیده می شد، آشیق های داخل دایره را هدف می گرفتند.
5- در این بازی کسی برنده بود که می توانست یا ساقا، آشیق های بیش تری را از دایره خارج کند.
6- آشیق های خارج شده از دایره به کسی تعلق می گرفت که آنها را از دایره خارج کرده، حتی اگر از تعداد آشیق هایی که در اول بازی داخل دایره چیده بود بیشتر باشد
 
ارکسیر
 
هدف از این بازی تقویت روح همکاری، اتحاد، یگانگی و دفاع در مقابل بیگانگان است. در این بازی افراد به سه دسته تقسیم می شوند:
الف- چوپان که سمبل فرماندهی شجاع، آگاه و عامل اتحاد است.
ب- گروهی که نقش قویون/ گوسفند را بازی می کنند. این گروه نماینده ی مردمی آرام، بی آزار و صلح جو است.
ج- گروهی که نقش قورد/ گرگ را بازی می کنند. این گروه نماینده ی مردمی ظالم، تهدید کننده و مهاجم است.

در این بازی دو گروه ب و ج در مقابل هم قرار می گیرند، حمله از طرف گروه گرگ آغاز می شود، – البته به صورت انفرادی- اگر گرگی بتواند چوپان را غافل بگذارد و از گروه گوسفندان عبور کند و ضربه ای به یکی از آنها بزند آن فرد از گروه خارج می شود و فرد مهاجم جای او را می گیرد و به اصطلاح امروزی ها عامل نفوذی می شود و اما اگر چوپان بتواند با ترکه ای که به دست دارد ضربه ای به گرگ بزند آن گرگ از دور مسابقه خارج می شود.
در نهایت برنده اصلی، گروهی است که نفرات بیشتری را حفظ کرده باشد.
 
قره گوردیم گیزگینچک
 
این بازی به وسیله خاصی احتیاج ندارد و معمولا در شب های مهتابی انجام می شود. بدین طریق که ابتدا محلی را به عنوان مرکز فرماندهی در نظر می گیرند که تارپ نامیده می شود. آنگاه بازیکن ها به دو گروه تقسیم می شوند:
الف- گروه مدافع:
که خود به دو گروه تقسیم می شود:
1- گروه گشت: که برای یافتن گروه مهاجم تلاش می کند.
2- گروه نگهبان: که وظیفه ی حفاظت از مرکز فرماندهی – تارپ- را به عهده می گیرد.

ب- گروه مهاجم:
که به دو گروه تقسیم می شود:
1- گروه حمله: که وظیفه تصرف مرکز فرماندهی – تارپ- را به عهده دارد.
2- گروه شناسایی: که وظیفه دارد در تمام مدت عملیات، موقعیت دشمن را شناسایی و به گروه حمله گزارش کند.
اگر از گروه مهاجم کسی رویت شود، یکی از گروه مدافع می گوید: « پارق/ تارق » ( که به منزله شلیک گلوله در روزگار ما است) در نتیجه، این فرد رویت شده، به نشانه مهره سوخته از بازی خارج می شود. هر مهاجمی که بتواند خود را به مقر فرماندهی برساند با صدای بلند می گوید: « تارپ » که امروزه صدای انفجار مرکز فرماندهی از نمودهای عینی آن است. این بازی شاید به عنوان مانور نظامی و آماده سازی جوانان در مقابل دشمن فرضی طراحی شده باشد.
 
پلله ام باشی
 
اهداف بازي :

فرصت طلبي و تيز هوشي ـ كسب مهارت ـ جرات و شهامت ـ ايجاد وتقويت حس مقاومت و پايداري ـ تقويت حس همكاري و تعاون ـ سرعت و چابكي ـ تقويت عضلات بدن .

تعداد بازيكنان :

از 12 تا 30 نفر .

درباره بازي :

اين بازي يكي از پرآوازه ترين و معروف ترين بازي هاي بومي و محلي تركمن هاست . اين بازي كه بيشتر در شب هاي مهتابي و فرا رسيدن « عيد سعيد فطر » و « عيد قربان » انجام مي شود ، بخاطر جذابيت خاص اين بازي ساعت ها طول مي كشد و بازيكنان دو گروه در ستيز و جدال شب را به صبح مي رساندند . چه بسا بدون اينكه گروهي بر گروه ديگر تفوق و برتري داشته باشد . در اين بازي ، بازيكن فرصت طلبي و تيز هوشي خود را به زخ ديگران مي كشد ، بازي به گونه اي است كه اگر بازيكني ترس و واهمه داشته باشد ، معمولا در كنار و گوشه ها مي ماند و جرات حمله كردن پيدا نمي كند و چه بسا از گروه مخالف در لحظه اي كه فرصت مناسب باشد او را از ميدان بازي خارج مي كنند .

اين بازي با همكاري و مشاركت بازيكنان دو گروه انجام مي شود . گروهي كه حمله مي كند و گروهي ديگر كه سعي دارند از موضع خوددفاع كرده و مقاومت نمايند . در اينجا هر دو گروه نهايت همكاري و تعاون را به نمايش مي گذارند . گروه حمله كننده به ياري و كمك يار خود آمده و سعي دارند بازيكن مدافع را از زمين خارج نمايند ، در حاليكه گروه مدافع نيز پشتيبان يار خود است و از او حمايت مي كنند .

نحوه بازي :

در اين بازي يازيكنان قبل از هر چيز 2 نفر را بعنوان خان و يا رهبر گروه انتخاب مي كنند كه معمولا اين دونفر با نفوذترين و قوي ترين افراد هستند . سپس بازيكنان دو به دو كه از لحاظ جسماني و مهارت در بازي يكسان هستند به نقطه اي دورتر از رهبر ( خان ها ) رفته براي خود نامي مستعار انتخاب مي نمايند ، سپس نزد خان ها آمده مي گويند : « خاللاي خاللاي  » . خان ها مي گويند : « آلديق ، آلديق » . بازيكنان مي گويند : « كيمه آي گرگ كيمه گون » . كه خانها با گفتن نام يكي از آنها ، وي را انتخاب مي كنند و بدين ترتيب ساير بازيكنان نيز به دو گروه تقسيم مي شوند . همين جا متذكر مي شويم كه درتمام بازي هاي گروهي يارگيري و تقسيم به دو گروه با چنين روشي صورت مي گيرد .

بعد از آن بازيكنان كفشها را از پا در آورده در يك محل جمع مي كنند كه به آن جا « پلله » مي گويند . بازيكنان مدافع در يك دايره فرضي قرار مي گيرند كه مركز آن كفشها و يا « پلله » مي باشد . بازيكنان حمله كننده نيز بيرون اين دايره فرضي قرار دارند . بازي با علامت دادن يكي از بازيكنان حمله كننده كه در واقع هشداري است ، در حاليكه دستش را بلند كرده مي گويد : شو نامه ؟ از گروه مدافع نيز كه در واقع اعلام آمادگي است ، يكي جواب مي دهد : سامان ! بعد از شنيده كلمه سامان صدايي از تمام بازيكنان بلند مي شود كه مي گويند : « آرامئزدا قل يابان » بازي شروع مي شود .

بازيكنان داخل دايره فرضي ( مدافعين ) سعي دارند به دست و پا و يا هر عضو ديگر حمله كننده بزنند و او را از جريان بازي خارج نمايند . از طرف ديگر بازيكنان حمله كننده سعي دارند با عبور از وسط دو بازيكن و با كشيدن خط فرضي از بين بازيكن عبور كرده و او را از بازي خارج نمايند .

گاهي گروه مدافع از طرف گروه حمله كننده چنان تحت فشار قرار مي گيرد كه در لاك دفاعي محض فرو مي رود و گروه حمله كننده با تقويت حمله خود و با گرفتن پايي كه بطرف او نشانه رفته است ، او را بر روي زمين مي كشد و از بازيكنان خود مي خواهد كه بين بازيكني كه روي زمين كشيده مي شود و ساير بازيكنان عبور كرده تا او را از صحنه بازي خارج نمايند . اين بازي همچنان ادامه پيدا مي كند تا اينكه در نهايت از هر گروهي كه يك نفر باقي بماند بنام « چئرلئق » شناخته مي شود . نقش اين بازيكن خيلي مهم و حساس مي باشد ، چرا كه بردن و يا واگذار كردن بازي به او ختم مي شود . اين بازيكن « چئرلئق » در « پلله » قرار مي گيرد و ساير بازيكنان گروه مقابل پشت سر او هستند . به چئرلئق اجازه داده مي شود كه در حدود 10 قدم تا جايي كه مي تواند قدم را بزرگ مي گيرد و از بازيكنان فاصله گرفته و پا به فرار مي گذارد . ساير بازيكنان گروه مقابل نيز بدنبال او هستند . « چئرلئق » تا جايي كه نفس او اجازه مي دهد و يا در نظر گرفتن اينكه مسافت طي شده را مي تواند برگردد ، از محل بازي فاصله مي گيرد و سعي دارد بازيكنان را دور زده و به « پلله » برگردد . اگر او در انجام اين كار موفق شود ، گروه آنها برنده است و اگر هم در بين راه او را با پا زدند و نتوانست بازيكنان را دور زده خود را به پلله برساند بازنده هستند .

در اين بازي و اجراي نقش « چئرلئق » بعضي از افراد در بين مردم روستا يا منطقه خود شهرت كسب كرده اند كه يكي از آنها در روستاي اجن سنگرلي شهرستان كلاله ، شخصي بنام حاجي گوندوقدي سرداري مي باشد ، معروف است كه وي حدود 10 كيلومتر را بخاطر اجراي اين نقش دويده است

غوشاق اتدی

 

اهداف بازي :
مقاومت ـ همكاري و تعاون ـ‌ تقويت عضلات بدن ـ سرعت و چابكي .

تعداد بازيكنان :

8 الي 18 نفر .

درباره بازي :

يكي ديگر از مهم ترين بازي هاي بومي و محلي تركمن ها « غوشاق آتدي » نام دارد . زماني كه امكانات ورزشي و تفريحي مطرح نبوده مردم تركمن اين بازي را بعنوان يك سرگرمي و بازي دنبال مي كردند . در اين بازي ، شالي را به هم مي بستند كه در زبان محلي آن را « غوشاق » مي نامند . چنان سفت و محكم مي شود كه هرگاه تعلل و كمكاري كني چنان بر پشتت فرود مي آيد كه آه از نهاد آدمي بلند مي شود .

طريقه بازي :

در اين بازي نيز بازيكنان به دو گروه مساوي تقسيم مي شوند و دو نفر بعنوان رهبر گروه و يا خان انتخاب مي نمايند و نفرات ديگر دو به دو با انتخاب نامي مستعار نزد رهبران گروه بر مي گردند و بدين ترتيب به دو گروه مساوي تقسيم مي شوند . اين دو گروه رو د رو به فاصله تقريبي 20 متر از همديگر قرار مي گيرند .

گروهي كه « غوشاق » در دست آنهاست يكي از افراد گروه خود را پشت سر حريف قرار مي دهند و « غوشاق » را بطرف فردي كه پشت سر گروه مخالف قرار دارد ، مي اندازند ، اگر غوشاق به دست او رسيد در اولين اقدام شروع به زدن حريف مي كند . حريف نيز سعي دارد خود را به گروه مخالف كه در فاصله 20 متري آنها قرار دارد برساند . اگر موفق به فرار شدند ، غوشاق را از آنها تحويل مي گيرند و جاي دو گروه عوض مي شود و اگر هم موفق به فرار نشدند و يكي از اعضاي گروه با غوشاق زده شد ، از محل ضربه خوردن تا محل گروه مخالف به آنها سواري مي دهند . اين بازي همچنان ادامه پيدا مي كند و در نهايت در شماره هاي 10 يا 20  كه بيشترين امتياز را كسب كرده اند ، برنده بازي معلوم مي شود .

Filed under: معرفی وبلاگها و سایتها

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: