Älemgoşarاَلـِـمـقــُـشـار

شمایل

وبلاگ ها و سایتهای ترکمنها و یا مرتبط

معرفی سایت بایراق

مطلبی از :  سایت بایراق

مراسم ازدواج در بین ترکمن ها (قسمت دوم)
نوشته شده توسط MatinGHezeljeh در تاریخ ۱۳۸۷/۹/۱۸ (475 بار خوانده شده)
مرحله ی اوربا یایراتماق
یک روز قبل از مراسم قودابولماق، مادر داماد جشن کوچکی با حضور زنان فامیل و همسایه ها ترتیب می دهد و از آن ها می خواهد تا او را در پختن نان روغنی « قاتلاما » یاری دهند. دراین جشن کوچک که آن را « اوربا یایراتماق » می نامند، یکی ارد را الک می کند، یکی دیگ بزرگ چدنی را بار می گذارد، یکی آرد را خمیر می کند، یکی خمیر را به صورت ورقه های نازک و مدور در می آورد. یکی این ورقه ها را به صورت چند لایه روی هم می گذارد، یکی لابه لای ورقه های خمیر ، روغن می مالد و . . .
خلاصه هر کس در حد توان و تخصص خود گوشه ای از کار را می گیرد. در نهایت دوازده عدد قرص نان روغنی «قاتلاما» را برای بردن به خانه ی عروس، کنار می گذارند. – در حالی که به سطح آن شکر پاشیده اند- و تعدادی نیز بین زنان حاضر به عنوان تبرک تقسیم می کنند.

ثاغت بل لِ مک / تعیین روز سعد برای عروسی
ثاغت بل لِ مک مراسم مختصری است در خانه ی پدری عروس که در آن، زنان دو خانواده (معمولا مادر، خواهر، زن برادر عروس و زن برادر داماد) تاریخ و روز عروسی را تعیین می کنند. این روز حتما باید یکی از روزهای سعد باشد.
ترکمن ها روزهای هر ماه قمری را که عدد آخر آن به 7 یا 9 ختم شود. از روزهای سعد می دانند که برای انجام اعمال خیر در نظر گرفته می شود. این روزها را اصطلاحا « ثاغتلی گون» می گویند.

مرحله پیش برنامه / پذیرایی عروس از دوستان نزدیک خود
این بخش، پدیده ای تازه است و به وسیله ی گروهی تحصیل کرده ی خارج ابداع شده است و در روزگاری نه چندان دور ( حدود 40 سال قبل) وجود خارجی نداشت.
پذیرایی دختر از دوستانش، حدود یک هفته قبل از عروسی، انجام می شود و با ساز و آواز و موسیقی جاز و فیلم برداری و … همراه است و هیچ مناسبتی با فرهنگ سنتی ترکمن ندارد. این مراسم از غروب آفتاب به مدت 3 تا 4 ساعت ادامه دارد و در طی آن مدعوین هدایایی به عروس خانم تقدیم می کنند.

مرحله کارت نویسی
این بخش نیز پدیده تازه ای است و از حدود 10 تا 15 سال پیش باب شده است. در این مرحله – که معمولا 2 هفته قبل از جشن عروسی است- داماد دوستان بسیار نزدیک خود را برای صرف شام دعوت می کند. بعد از شام با همکاری مهمانان، لیستی از اسامی کسانی که باید به عروسی دعوت شوند، تهیه می شود. بعد از تهیه ی لیست و بر اساس آن، کارت عروسی را می نویسند. این کارت ها، حدود یک هفته قبل از جشن عروسی توزیع می شود. در قدیم که صنعت چاپ وجود نداشت، کار دعوت حضوری بود.

مُصایب / مصاحب = ساقدوش
مصایب جوانی است هم سن داماد و نزدیکترین دوست او. در گذشته – حدود 40 سال پیش – مخارج شب عروسی – که پذیرایی از دوستان داماد است – به عهده ی مصایب بود و خانه پدری این دوست را به عنوان محل پذیرایی «مصایب جای » می گفتند.
اما امروزه ، جوان ترکمن ، راسا مخارج شب عروسی را عهده دار می شود و پذیرایی از دوستان را همراه با پذیرایی پدر و مادر خود از دوستان و آشنایان، در خانه ی پدری برگزار می کند. زمان این پذیرایی شب قبل از عروسی است. در این شب بعد از صرف شام، کسانی که مایل به کمک نقدی باشند. مبلغ مورد نظر خود را به نماینده ی داماد می پردازند و او هم نام کمک کنندگان و مبلغ کمک ار در دفتری ثبت می کند تا داماد نیز در آینده، جبران کند. بزرگترها رأسا به پدر و مادر داماد تقدیم می کنند.
بعد از صرف شام و جمع آوری کمک مالی ، مراسم جشن سرور آغاز می شود که با ساز و آواز و … همراه است.این مجلس تا نصفه های شب ادامه دارد و در ضمن آن، ساعت عروس کشان را که معمولا ساعت 9 یا 10 روز بعد است به مهمانان اعلام می کنند تا کسانی که مایل هستند در کاروان عروس و عروس کشان شرکت کنند.

بِ وورچی Bewerchi
« ب وور » به معنی گوشه و « چی » پسوند صفت ساز است به معنی صاحب و دارنده.
ب وورچی اصطلاحا به زنی می گویند که معتمد خانواده ی عروس – در خانه ی عروس – و داماد – در خانه ی داماد – است. وی در گوشه ی از « اُی / آلا چیق ترکمنی » یا اتاق در نزد ( یک جانشین ها ) می نشیند در حالی که صندوق چوبی ، پیش رو دارد و ضمن تحویل گرفتن هدایای مدعوین – که عمدتا زن هستند – متقابلا هدایایی تقدیم می کند.

کُجه وه / کجاوه
کجه وه در گذشته های دور اتاقکی بود از جنس پارچه های رنگین و معمولا چهل تکه که آن را بر روی شتر یا گاری ( اسبی – گاوی) نصب می کردند و از درون و برون می آراستند. از این اتاقک برای انتقال عروس و ینگه های او به خاواده ی داماد استفاده می شد و از سقف آن زنگی از نوع جرس، شبیه ناقوس کلیسا می آویختند تا بر اثر حرکت شتر یا گاو به صدا در آید. صدای زنگ، بیانگر جشن و سرور و عروس کشان بود.
اما امروزه کجه وه اتومبیل های آخرین مدل است که به وسیله گل وگیاه و نوار های رنگین تزیینئ می شود و مرکب از دو دستگاه است یکی مخصوص عروس و دو تن از ینگه های او، دیگری مخصوص داماد و دوستانش.
متاسفانه امروزه با مدرنیزه شدن تمام زوایای زندگی ، نشانی از آن ساده زیستی دیروزی نیست. بدین جهت ترانه های کجه وه نیز از یاد ها رفته است و دیگر آواز آشنایی به گوش نمی رسد تا آن گنجینه های ارزنده را که صفا بخش روح ها و دل هاست، زینت بخش فرهنگ عامه ی ترکمن کند.
آن زمان که کجه وه اتاقکی چادری بر روی شتر بود و عروس را به خانه ی داماد می آورد، یکی از خواهران داماد یا نزدیکترین زن به داماد، با صدای بلند می خواند:
اؤل گلیان کجه وه اوون ثب دیدیم اجه مه
بارینگ آیدینگ دیدأمه قاراشثین گله جه مه
ترجمه: آن چه می آید کجه وه است. به مادرم گفتم: به کجه وه آرد بپاش.( آرد پاشیدن به کجه وه نشانه ی آرزو برای سپید بختی است.)
به برادرم بگویید: منتظر گلجه باش.
و خواهری دیگری می خواند:
آق مایانینگ آغرامنی یؤل گؤتارر ان شاءالله
اؤز دوغانمینگ نازینی قیزگؤتأرر ان شاءالله
ناز شتر سفید را – که به آن کجه وه بسته اند- جاده تحمل می کند.
و ناز برادرم را عروس خانم، ان شاءالله

Advertisements

Filed under: معرفی وبلاگها و سایتها

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: