Älemgoşarاَلـِـمـقــُـشـار

شمایل

وبلاگ ها و سایتهای ترکمنها و یا مرتبط

معرفی وبلاگ وب نوشته های اُغلُن

مطلبی از :  وب نوشته های اُغلُن

باده‌ی آزادی
 وقتی از آزادی دفاع می‌شود، سریعاً یک عده‌ای شروع به موضع‌گیری می‌کنند و استدلال‌هایی دارند نظیر این‌که «مثلاً خاتمی با دادن آزادی تنها کاری که کرد فاسد کردن جامعه بود» یا این‌که «در دنیا هیچ کشور آزادی وجود ندارد و همه باید یک‌سری قوانین را رعایت کنند». البته تجربه برای من ثابت کرده است که اگر برای اکثر قریب به اتفاق این افراد، هزار و یک دلیل هم در مدح آزادی بیاورید هم‌چنان بر عقیده‌شان پافشاری می‌کنند، از طرف دیگر دوست دارند متکلم‌وحده باشند و کسی به حرف‌هایشان جوابی ندهد؛ اما چه توتالیترها خوش‌شان بیاید چه نیاید من اینجا حرف‌هایم را می‌زنم:
آزادی باعث فساد نیست. علت فساد و تباهی که ممکن است درکسی یا اجتماعی پدید آید، اختیار نیست، فکر غلط و سخیفی است که در ذهن شخص فاسد پرورده شده است. آزادی مثل باده‌ای است که می‌شود آن‌را برای بدمستی یا سرمستی نوشید. اگر کسی واقعاً از تباهی جامعه بیم‌ناک است و آن‌را بر‌نمی‌تابد بهتر است به جای مخالفت با آزادی و هزینه‌ کردن انرژی‌اش در این جهت، برای اصلاح افکار و بالابردن سطح درک و اندیشه‌ی مردم فعالیت کند. کسی هم ‌که به مردم آزادی عطا می‌کند جامعه را به فساد نمی‌کشاند چراکه در غیراین‌صورت ابتدا می‌بایست خدا را بعنوان مفسدفي‌الارض محاکمه کرد و بعد به سراغ سایر گناه‌کاران رفت، اوست که انسان را بین خیر و شر و گناه و ثواب آفریده است، حال آن‌که گمان نمی‌کنم آنانی که سنگ صلاح و درستی را بر سینه می‌زنند چنین توانایی و ادعایی داشته باشند. عطا کردن آزادی به افراد ملت، بازگرداندن یک اصل اساسی و الهی زندگی به زندگان بوده که با سرشت و طبیعت انسان در هماهنگی و سازگاری است؛ به همین‌خاطر در نظر من، تلاش برای احیاء و صیانت از آزادی، کوششی مقدس و ستودنی است. آزادی فقط برای پوشش مردم هم نیست هرچند که آزادی در شکل ظاهری هم از اولیه‌ترین حق انتخاب‌های مردم است و هرکس حق دارد هرطور که می‌خواهد بپوشد، آرایش کند و در جامعه ظاهر شود. البته این‌که این عده توتالیتر با چه معیاری یک نوع پوشش را خوب و دیگری را بد می‌دانند جای بحث مفصلی‌ دارد اما بطور خلاصه باید بگویم که من فکر می‌کنم این تفکرات‌شان بخاطر این است که آن‌ها خودشان را معیار حق و باطل می‌دانند و هرچیزی که خلاف عقید‌ه‌شان باشد را باطل و انحراف تصور می‌کنند و قدرت تحمل نظرات و سلایق مختلف در آنان بسیار ضعیف است که به خودکامگی‌شان می‌انجامد. وقتی حتی مردم در پوشش‌شان که برگرفته از عقاید و شخصیت‌شان است مختار نباشند چگونه می‌شود دم از آزادی عقیده و بیانی زد که لازمه‌ی حاکم شدن مردم بر سرنوشت‌شان است؟
در دنیا کشورهای آزاد وجود دارند. آزادی در دیدگاه من به این معناست که هرکسی در چهارچوب قوانین مبتنی بر حقوق بشر، بدون آن‌که آزادی بقیه را محدود کند، فضای فعالیت داشته باشد و از حمایت قانون هم برخوردار باشد. اگر کسی تصور کند که آزادی به معنای پایبند نبودن به هنجارهاست، باید بگویم که این فرد تصور مناسبی از آزادی ندارد و آن‌را با آنارشیسم خَلط کرده است.

 

Filed under: معرفی وبلاگها و سایتها

One Response

  1. Oghlon می‌گوید:

    خيلي ممنونم!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: